نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

نارين قلعه


نارين قلعه

دژ در ایران زمین انواع مختلف داشته است. دژ هایى كه بر بالاى بلندى ها ساخته مى شد داراى حصار و برج و بارو بودند ودژ هایى كه در دشت ها و زمین هاى هموار پدید مى آمدند بیشتر بعد از حصار داراى خندق هاى عمیق و وسیع بودند كه به هنگام ضرورت آن ها را پر از آب مى كردند. گاه دژهاى تو در تو ساخته مى شدند یعنى دژ كوچك ترى در داخل دژ بزرگ تر پدید مى آمد.
دژ هاى كوچك تر را كه در داخل حصارهاى بزرگ تر ساخته مى شدند نارین قلعه مى نامیدند. نارین قلعه شایدمعناى دژ كوچك است. شاید نیز از رنگ و شکل خورشید گرفته شده باشد.
قلعه هاى بزرگ و مهم یا كهندژها، محل زندگی امیران و پادشاهان بودند و بخشى از آن ها كه كاخ ها و ساختمان های دولتى و سلطنتى و معابد و انبارهاى اسلحه و آذوقه و محل نشیمن و زندگى نگهبانان و دولتیان قرار داشت ارگ نامیده مى شد.
نخستین قسمت در ساختن دژها، دیوارها یا حصار یا باره یا باروى قلعه بود كه از خشت و گل ساخته مى شد. این بارو هر چه پهن تر بود مطلوب تر بود. گاه آن ها را آنچنان پهن مى ساختند كه چندین سوار در ردیف همدیگر در بالاى آن رفت و آمد مى كردند.
باروی نارین قلعه ی میبد هنوز هم نشانه های از خود دارد.به تناسب بزرگى و كوچكى حصارها قلعه ها داراى چهار برج گرد یاچهارگوش، یا بیشتر كه از دیوار قلعه ها بلندتر بودند و دید بهتری داشتند ساخته مى شد. نارنج قلعه نیز چهار برج گرد بلند دارد و باید دانست که آنچه امروز از آن باقی مانده قسمت مرکزی آن است و نشانه هایی از برج ها و باروها در روستای کوچک(کوشک) از آن باقی است. کوشک یا کوچک نزدیک ترین روستا به دژ بود و بیشتر آن را باغ ها و قنات ها و آسیاب در برگرفته بود. تا همین نزدیکی ها زیباترین بادگیرها و خانه ها و کوچه های سابات دار بسیار قدیمی در جهان را در این محله ی زیبا می توانستید شاهد باشید.
پیرامون حصار قلعه ها و بالاى برج ها همه داراى دندانه هایى به نام كنگره بود. كنگره ها علاوه بر اینكه بر زیبایى معمارى قلعه ها مى افزودند، داراى سودهاى تدافعى و جنگى نیز بودند. بدین شكل كه سربازان و مدافعان قلعه در پناه و پشت آن ها قرار مى گرفتند و از شكاف و روزنه اى كه در وسط آن ها بود یا از فاصله دو كنگره دشمن را پاییده، تیر مى انداختند.
كنگره هاى هفت پله اى ساختمان هاى دوران هخامنشى به خصوص تخت جمشید بسیار معروفند. در هنر و معمارى این دوره از تاریخ ایران كنگره مفهوم و اهمیت فراوانى داشته است. كنگره در هنر هخامنشى از جمله نماد شهر و معبد و آتشكده و سمبل شهرنشینى و فرهنگ و شاهی بود. به همین جهت است كه پیرامون و بالاى دیهیم و تاج هاى پادشاهان هخامنشى همه به شكل كنگره ساخته مى شد و در سایر آثار هنرى آن دوره كاربرد وسیعى داشت. در پیرامون نارنج قلعخ نیز این کنگره های هفت پله ای که نشانی از هفت فلک و هفت آسمان نیز هست دیده می شود.
دور بالاى حصار قلعه هاى جنگى مهم گذشته از كنگره ها در حاشیه بالاى بارو تنوره هایى براى ریختن سنگ و گلوله هاى كروى شكل از سنگ و فلز وجود داشت كه به آن ها سنگ انداز مى گویند. تا بیست سال پیش و کنار خیابان اصلی از این سنگ اندازها بود.

می گویند این قلعه را دیوها ساخته اند. همه گنج حضرت سلیمان هم این جاست. احمد كاتب در تاریخ جدید یزد می نویسد: دیو به فرمان سلیمان، قلعه میبد بساخت... هیچ پادشاه، این قلعه را به جنگ و لشگر نگرفته است. و او را قلعه دالان خوانند.

محمد شبانکاره ای در مجمع الانساب ساختمان کهندژ یا دژ دالان را سرآغاز ننای آبادی های یزد می داند.
بر این گمانم كه نزدیک سه هزار سال پیش، اقوام ماد در زمان جنگ های داخلی ایران، آن را ساختند. پیچ های تو در توی قلعه نشان می دهد كه این جا قبلا یك شهر پرماجرا بوده است. بعضی ها نارین قلعه را همان دژ سفید شاهنامه فردوسی می دانند. این قلعه در بالای یك تپه و مسلط به منطقه ساخته شده و اطراف آن را خندق كنده اند و در هر گوشه نیز برجی برای نگیبانی و اتاق هایی تو در تو برای زندگانی مردمان. بعضی می گویند قلعه نظامی بوده و برخی با توجه به شكل پنج طبقه آن، احتمال می دهند زیگورات بوده و از آن به عنوان یك مركز مذهبی و معبد استفاده می شده است. خشت های بزرگ آن باید که یادگاری از دورانی پیش از هخامنشی ها باشد.

یک روایت افسانه ای حکایت از آن دارد که میبد در زمان «کیومرث» بنیان گذاری شد و نخستین آدمیان از راه آب و دریا به این سرزمین پا گذاشتند. راه های باستانی آن را سواران مادی، پارسی، اشکانی و ساسانی درنوردیدند. «نارین قلعه» میبد، کهن ترین سند تاریخی و شهرسازی استان یزد است. برخی نیز آن را ساخته ی سپیبد ساسانی میبدار یا مهبد می دانند. مهبود البته از سرداران قباد و انوشیروان بود.

من بر انم که میبد و بیده و عقدا را که به شاهان ساسانی نسبت می دهند کمی دور از واقعیت است. ساسانیان یک کودتای دینی و سیاسی علیه حکومت خودمختار و آزاده ی اشکانی انجام دادند. آنان نخستین حکومت خشن دینی را در ایران برپا داشتند و به سرکوب خونبار مزدکیان و مانویان و دیگر ان در ایران پرداختند. یکی از کارهای آنان این بود که ساختار و نام بسیاری از جاها را تغییر دادند تا نام و نشانی از اشکانیان به جا نماندو از همین رو نام های جدید در یاد مردمان ماند.

سکه های به جای مانده از دوران «پورانداخت ساسانی» که در این شهرستان ضرب می شد، از جمله اسناد تاریخی است که اهمیت سیاسی و شهری میبد را در دوران ساسانی نشان می دهد.

این قلعه و شهرستان پیرامونش چهار دروازه داشته است: دروازه ی شمس آباد رو به جنوب که به آن دروازه ی فارس هم گفته اند. تا همین نزدیکی ها راه به فارس و یزد از کنار همین دروازه می گذشت.

دروازه کسنویه و رباط که در کنار خود دارد و برای مسافران بین شهر ها کاروانسرا و آب انبار و چاپارخانه داشته است و هنوز پابرجاست.

دروازه ی کوچک در کنار خود یک آسیاب داشته است.

دروازه ی بشنیان که به گمان من در آخر روستای بشنیغان قرار دارد.

دژهای هر روستا نیز دروازه ها داشت که حکایت از شکوه این گنگدژها داشته است. مانند روستای بشنیان یا بشنیگان (بشن یعنی بدنه و بیرون و بشنیان به معنی مکان بیرونی) که هفت دروازه داشت و هنوز بخش هایی از این دروازه ها باقی است:دروازه های سرکوره.کولی خانه.آسیاب لکگ.کنزی ها.سلمان.باغ خان.حاجی ملا رضا.

میدان هایی با یک ستون و جای اتش در میان آن و همراه با سکوهایی در پیرامونش بیشتر از آن که مکانی برای برگزاری شبیه خوانی باشد باید مکانی برای نیایش و گردهمایی و بازار روستا بوده باشد که در هر محله یکی از آن ها را می توان دید. به بنای بیشتر میدان ها هنوز آب انبار و بازار چسبیده است و تا همین نزدیکی هاکولیان برای فروش هیزم و انبر و بیل و چکش در آنجا بنه می زدند.

وجود چاپارخانه ی میبد ، آب انبارها ، یخچال ها ، خانقاه ، نقاره خانه ، کاروانسراها ، ده ها برج که دیوارهای شهر را به هم پیوند می داده ، چندین آسیاب ، کوره پزخانه ، میدان ها، بازارها، دخمه و باغ ها نشانه های کافی برای شکوه و عظمت این شهر بهشتی و این گنگ دژ باستانی هستند. هفده روستایی که در میان باغ های انار و سیب، کشتزارهای گندم و پنبه، دهلیزهای نجیب و مهربان قنات ها، چونان طبقات یک بهشت بر زمین بوده اند.

تنها به نام این شهبانو ها یا الهه گان آب و باران در هفت نیایشگاهی که بر گوشه گوشه این شهر نهاده شده نگاه کنید: پیر نارکی یا نازبانو. پیر سبز یا نیک بانو. پیر بانوی پارس یا شهربانو. پیر هریشت یا گوهربانو. پیر نارستانه . پیر ستی پیر.شکاف یزدان.

در نزدیکی های نارنج قلعه سفال های رنگی و نقش دار از دوران ایلامی نیز به دست آمده است و این گمان را به وجود می آورد که این دژ بیش از چهار هزار سال زندگانی کرده باشد و به همین سبب به زیگورات ها شبیه است. باید این سرزمین مورد تهاجمی دراز مدت قرار گرفته باشد که ده ها قلعه با یک نام و یک شکل در سراسر این کشور بنا شده است. علاوه بر ان باید کاربرد غیر نظامی نیز داشته باشد تا بتواند چنین شکوه و عظمتی پیدا کند و زندگانی دراز ی نیز بیابد.
آیا می توان گفت که نخست بر این تپه ها بنای شهر نهاده می شد و در میان آن دژ و نیایشگاه نیز بنا می گردید. هرچه از بنای نخستین و پایه ی شهر دور می شویم شهر هم از بیرون گسترش می یابد و هم این که در قلب خویش و برای دفاع به ساختن دژ و در میان دژ به برافراشتن آتشگاه و نیایشگاه روی می آورد. می دانیم که چندهزار سال پیش از این به نوشته هرودوت و دیگران مردم این سرزمین آیین مغانی داشته اند. خدایان طبیعت را ستایش می کرده اند. برای نیایش بزرکترین ان ها که آسمان بوده است بر بلندی ها می رفته اند و این نخستین فکر بود تا بعدها بر بلندی ها نیایشگاه های خویش را برپا دارند.

نارین قلعه ها شهر- دژ- نیایشگاه ها ی بسیار کهن ایرانی هستند. تو در تو. خشتی بودن آن ها یکی از رازهای ماندگاری آن هاست. خشت که گوهر ساختمان این قلعه هاست، دارای توان بسیار برای ایستادگی در برابر رویدادهای طبیعی است. میبد و نارنج قلعه یکی از شاهکارهای هنر و دانش انسان کهن ایرانی است.

در کنار آن باید از بیده نیز نام برد. بیده با همان قدمت یکی از دهاتی است که به مانند دژی بر فراز تپه ای بنا شده است و از اینگونه روستاها در ایران بسیار است.در روستاهای وابسته به میبد نیز دژهایی بنا نهاده شده بود که از دسته دوم و کوچکتر و با شش برج است و برخی مانند دژ مهرجرد باقی است. بقیه آن ها که برخی کاملن نابود شده اند: دژ بارچین. دژ بیده. دژ بشنیغان. دژ رکن آباد.دژ حسن آباد.