« بازگشت

نارين قلطعه


 

نارين قلعه

دژ در ایران زمین انواع مختلف داشته است. دژ هایى كه بر بالاى بلندى ها ساخته مى شد داراى حصار و برج و بارو بودند ودژ هایى كه در دشت ها و زمین هاى هموار پدید مى آمدند بیشتر بعد از حصار داراى خندق هاى عمیق و وسیع بودند كه به هنگام ضرورت آن ها را پر از آب مى كردند. گاه دژهاى تو در تو ساخته مى شدند یعنى دژ كوچك ترى در داخل دژ بزرگ تر پدید مى آمد.
دژ هاى كوچك تر را كه در داخل حصارهاى بزرگ تر ساخته مى شدند نارین قلعه مى نامیدند. نارین قلعه شایدمعناى دژ كوچك است. شاید نیز از رنگ و شکل خورشید گرفته شده باشد.
قلعه هاى بزرگ و مهم یا كهندژها، محل زندگی امیران و پادشاهان بودند و بخشى از آن ها كه كاخ ها و ساختمان های دولتى و سلطنتى و معابد و انبارهاى اسلحه و آذوقه و محل نشیمن و زندگى نگهبانان و دولتیان قرار داشت ارگ نامیده مى شد.
نخستین قسمت در ساختن دژها، دیوارها یا حصار یا باره یا باروى قلعه بود كه از خشت و گل ساخته مى شد. این بارو هر چه پهن تر بود مطلوب تر بود. گاه آن ها را آنچنان پهن مى ساختند كه چندین سوار در ردیف همدیگر در بالاى آن رفت و آمد مى كردند.
باروی نارین قلعه ی میبد هنوز هم نشانه های از خود دارد.به تناسب بزرگى و كوچكى حصارها قلعه ها داراى چهار برج گرد یاچهارگوش، یا بیشتر كه از دیوار قلعه ها بلندتر بودند و دید بهتری داشتند ساخته مى شد. نارنج قلعه نیز چهار برج گرد بلند دارد و باید دانست که آنچه امروز از آن باقی مانده قسمت مرکزی آن است و نشانه هایی از برج ها و باروها در روستای کوچک(کوشک) از آن باقی است. کوشک یا کوچک نزدیک ترین روستا به دژ بود و بیشتر آن را باغ ها و قنات ها و آسیاب در برگرفته بود. تا همین نزدیکی ها زیباترین بادگیرها و خانه ها و کوچه های سابات دار بسیار قدیمی در جهان را در این محله ی زیبا می توانستید شاهد باشید.
پیرامون حصار قلعه ها و بالاى برج ها همه داراى دندانه هایى به نام كنگره بود. كنگره ها علاوه بر اینكه بر زیبایى معمارى قلعه ها مى افزودند، داراى سودهاى تدافعى و جنگى نیز بودند. بدین شكل كه سربازان و مدافعان قلعه در پناه و پشت آن ها قرار مى گرفتند و از شكاف و روزنه اى كه در وسط آن ها بود یا از فاصله دو كنگره دشمن را پاییده، تیر مى انداختند.
كنگره هاى هفت پله اى ساختمان هاى دوران هخامنشى به خصوص تخت جمشید بسیار معروفند. در هنر و معمارى این دوره از تاریخ ایران كنگره مفهوم و اهمیت فراوانى داشته است. كنگره در هنر هخامنشى از جمله نماد شهر و معبد و آتشكده و سمبل شهرنشینى و فرهنگ و شاهی بود. به همین جهت است كه پیرامون و بالاى دیهیم و تاج هاى پادشاهان هخامنشى همه به شكل كنگره ساخته مى شد و در سایر آثار هنرى آن دوره كاربرد وسیعى داشت. در پیرامون نارنج قلعخ نیز این کنگره های هفت پله ای که نشانی از هفت فلک و هفت آسمان نیز هست دیده می شود.
دور بالاى حصار قلعه هاى جنگى مهم گذشته از كنگره ها در حاشیه بالاى بارو تنوره هایى براى ریختن سنگ و گلوله هاى كروى شكل از سنگ و فلز وجود داشت كه به آن ها سنگ انداز مى گویند. تا بیست سال پیش و کنار خیابان اصلی از این سنگ اندازها بود.

می گویند این قلعه را دیوها ساخته اند. همه گنج حضرت سلیمان هم این جاست. احمد كاتب در تاریخ جدید یزد می نویسد: دیو به فرمان سلیمان، قلعه میبد بساخت... هیچ پادشاه، این قلعه را به جنگ و لشگر نگرفته است. و او را قلعه دالان خوانند.

محمد شبانکاره ای در مجمع الانساب ساختمان کهندژ یا دژ دالان را سرآغاز ننای آبادی های یزد می داند.
بر این گمانم كه نزدیک سه هزار سال پیش، اقوام ماد در زمان جنگ های داخلی ایران، آن را ساختند. پیچ های تو در توی قلعه نشان می دهد كه این جا قبلا یك شهر پرماجرا بوده است. بعضی ها نارین قلعه را همان دژ سفید شاهنامه فردوسی می دانند. این قلعه در بالای یك تپه و مسلط به منطقه ساخته شده و اطراف آن را خندق كنده اند و در هر گوشه نیز برجی برای نگیبانی و اتاق هایی تو در تو برای زندگانی مردمان. بعضی می گویند قلعه نظامی بوده و برخی با توجه به شكل پنج طبقه آن، احتمال می دهند زیگورات بوده و از آن به عنوان یك مركز مذهبی و معبد استفاده می شده است. خشت های بزرگ آن باید که یادگاری از دورانی پیش از هخامنشی ها باشد.

یک روایت افسانه ای حکایت از آن دارد که میبد در زمان «کیومرث» بنیان گذاری شد و نخستین آدمیان از راه آب و دریا به این سرزمین پا گذاشتند. راه های باستانی آن را سواران مادی، پارسی، اشکانی و ساسانی درنوردیدند. «نارین قلعه» میبد، کهن ترین سند تاریخی و شهرسازی استان یزد است. برخی نیز آن را ساخته ی سپیبد ساسانی میبدار یا مهبد می دانند. مهبود البته از سرداران قباد و انوشیروان بود.

من بر انم که میبد و بیده و عقدا را که به شاهان ساسانی نسبت می دهند کمی دور از واقعیت است. ساسانیان یک کودتای دینی و سیاسی علیه حکومت خودمختار و آزاده ی اشکانی انجام دادند. آنان نخستین حکومت خشن دینی را در ایران برپا داشتند و به سرکوب خونبار مزدکیان و مانویان و دیگر ان در ایران پرداختند. یکی از کارهای آنان این بود که ساختار و نام بسیاری از جاها را تغییر دادند تا نام و نشانی از اشکانیان به جا نماندو از همین رو نام های جدید در یاد مردمان ماند.

سکه های به جای مانده از دوران «پورانداخت ساسانی» که در این شهرستان ضرب می شد، از جمله اسناد تاریخی است که اهمیت سیاسی و شهری میبد را در دوران ساسانی نشان می دهد.

این قلعه و شهرستان پیرامونش چهار دروازه داشته است: دروازه ی شمس آباد رو به جنوب که به آن دروازه ی فارس هم گفته اند. تا همین نزدیکی ها راه به فارس و یزد از کنار همین دروازه می گذشت.

دروازه کسنویه و رباط که در کنار خود دارد و برای مسافران بین شهر ها کاروانسرا و آب انبار و چاپارخانه داشته است و هنوز پابرجاست.

دروازه ی کوچک در کنار خود یک آسیاب داشته است.

دروازه ی بشنیان که به گمان من در آخر روستای بشنیغان قرار دارد.

دژهای هر روستا نیز دروازه ها داشت که حکایت از شکوه این گنگدژها داشته است. مانند روستای بشنیان یا بشنیگان (بشن یعنی بدنه و بیرون و بشنیان به معنی مکان بیرونی) که هفت دروازه داشت و هنوز بخش هایی از این دروازه ها باقی است:دروازه های سرکوره.کولی خانه.آسیاب لکگ.کنزی ها.سلمان.باغ خان.حاجی ملا رضا.

میدان هایی با یک ستون و جای اتش در میان آن و همراه با سکوهایی در پیرامونش بیشتر از آن که مکانی برای برگزاری شبیه خوانی باشد باید مکانی برای نیایش و گردهمایی و بازار روستا بوده باشد که در هر محله یکی از آن ها را می توان دید. به بنای بیشتر میدان ها هنوز آب انبار و بازار چسبیده است و تا همین نزدیکی هاکولیان برای فروش هیزم و انبر و بیل و چکش در آنجا بنه می زدند.

وجود چاپارخانه ی میبد ، آب انبارها ، یخچال ها ، خانقاه ، نقاره خانه ، کاروانسراها ، ده ها برج که دیوارهای شهر را به هم پیوند می داده ، چندین آسیاب ، کوره پزخانه ، میدان ها، بازارها، دخمه و باغ ها نشانه های کافی برای شکوه و عظمت این شهر بهشتی و این گنگ دژ باستانی هستند. هفده روستایی که در میان باغ های انار و سیب، کشتزارهای گندم و پنبه، دهلیزهای نجیب و مهربان قنات ها، چونان طبقات یک بهشت بر زمین بوده اند.

تنها به نام این شهبانو ها یا الهه گان آب و باران در هفت نیایشگاهی که بر گوشه گوشه این شهر نهاده شده نگاه کنید: پیر نارکی یا نازبانو. پیر سبز یا نیک بانو. پیر بانوی پارس یا شهربانو. پیر هریشت یا گوهربانو. پیر نارستانه . پیر ستی پیر.شکاف یزدان.

در نزدیکی های نارنج قلعه سفال های رنگی و نقش دار از دوران ایلامی نیز به دست آمده است و این گمان را به وجود می آورد که این دژ بیش از چهار هزار سال زندگانی کرده باشد و به همین سبب به زیگورات ها شبیه است. باید این سرزمین مورد تهاجمی دراز مدت قرار گرفته باشد که ده ها قلعه با یک نام و یک شکل در سراسر این کشور بنا شده است. علاوه بر ان باید کاربرد غیر نظامی نیز داشته باشد تا بتواند چنین شکوه و عظمتی پیدا کند و زندگانی دراز ی نیز بیابد.

آیا می توان گفت که نخست بر این تپه ها بنای شهر نهاده می شد و در میان آن دژ و نیایشگاه نیز بنا می گردید. هرچه از بنای نخستین و پایه ی شهر دور می شویم شهر هم از بیرون گسترش می یابد و هم این که در قلب خویش و برای دفاع به ساختن دژ و در میان دژ به برافراشتن آتشگاه و نیایشگاه روی می آورد. می دانیم که چندهزار سال پیش از این به نوشته هرودوت و دیگران مردم این سرزمین آیین مغانی داشته اند. خدایان طبیعت را ستایش می کرده اند. برای نیایش بزرکترین ان ها که آسمان بوده است بر بلندی ها می رفته اند و این نخستین فکر بود تا بعدها بر بلندی ها نیایشگاه های خویش را برپا دارند.

نارین قلعه ها شهر- دژ- نیایشگاه ها ی بسیار کهن ایرانی هستند. تو در تو. خشتی بودن آن ها یکی از رازهای ماندگاری آن هاست. خشت که گوهر ساختمان این قلعه هاست، دارای توان بسیار برای ایستادگی در برابر رویدادهای طبیعی است. میبد و نارنج قلعه یکی از شاهکارهای هنر و دانش انسان کهن ایرانی است.

در کنار آن باید از بیده نیز نام برد. بیده با همان قدمت یکی از دهاتی است که به مانند دژی بر فراز تپه ای بنا شده است و از اینگونه روستاها در ایران بسیار است.در روستاهای وابسته به میبد نیز دژهایی بنا نهاده شده بود که از دسته دوم و کوچکتر و با شش برج است و برخی مانند دژ مهرجرد باقی است. بقیه آن ها که برخی کاملن نابود شده اند: دژ بارچین. دژ بیده. دژ بشنیغان. دژ رکن آباد.دژ حسن آباد.

كاروانسراي شاه عباسي :

اين كاروانسرا كه گويا بر جايگاه كاروانسراي قديمي تري ساخته شده از جمله كاروانسراهاي سبك صفوي و يكي از كاملترين كاروانسراهاي بين راهي به شمار مي رود . اين كاروانسرا به شيوه معروف چهار ايواني و با آجر ساخته شده و به لحاظ برخورداري از فضاهاي متنوع و تجهيزات ايمني قديم و جريان هميشگي آب و جهات بهداشتي يكي از رباطهاي كم نظير منطقه بوده است .

ساختمان كاروانسرا شامل : ساباط (با پوشش يزدي بندي )، ايوانهاي بيروني ، هشتي ورودي ، حياط مركزي ، حوضخانه و مهتابي و چهار هشتي زيبا و فضاهاي سرپوشيده ي (سول) شرقي و غربي و جمعاً صد ايوان و اتاق و اجاق براي استفاده كاروانيان بوده است .

هم اكنون ميراث فرهنگي ميبد و يك مركز فرهنگي (كتابخانه مركز اسناد) در بخشي از بنا استقرار يافته و سول (سالن) شرقي آن جايگاه موزه زيلوهاي تاريخي ميبد و سول (سالن) غربي آن نيز به عنوان رستوران سنتي و كافي شاپ (سفره سراي شاه عباسي) مورد استفاده همگاني است .

چاپار خانه :

چاپارخانه ميبد كه قدمت آن به دوره قاجار بر مي گردد يكي از مراكز عمده پستي و چاپاري قديم بوده است كه در مسير راه باستاني ري كرمان و در كنار كاروانسراي ميبد احداث شده است . ساختمان اين بنا به دليل اينكه مكاني جهت حفظ و نگهداري امانات دولتي و پيامها و نامه هاي پر اهميت بوده است به صورت دژ و قلعه اي ساخته شده كه دفاع و حفاظت از آن ميسرباشد و اين اهميت از برجها ،ديوارهاي بلند، روزنه هاي ديده باني، تيركشها و موقعيت خوب دفاعي آن پيداست.اين چاپارخانه شامل يك محوطه روباز و دو محوطه سرپوشيده و اتاقهايي مخصوص رئيس چاپارخانه و اقامت پيكها و نگهبانان و نگهداري اسبها مي باشد . اين بناي خشتي جهت بهره برداري و تبديل به موزه پست به صورت اماني به اداره كل پست استان يزد واگذار گرديده است.

يخچال:

يخچال ميبد با قدمتي كه به پيش از دوره قاجار مي رسد ، يكي از معدود يخچالهاي به جاي مانده در استان يزد است . ساختمان يخچال ميبد به مانند ديگر يخچالهاي مناطق كويري از خشت و گل ساخته شده و ساختار معمار ي آن بر اساس محاسبات بسيار سنجيده اقليم شناسي براي كاركرد هاي ويژه بوده است .

بخشهاي عمده و اصلي اين بناي باشكوه و سودمند عبارتند از : 1ـ ديوارهاي سايه انداز 2 ـ حوض يخبند 3ـ مخزن يخچال 4ـ گنبد

ديوارهاي شرقي و غربي و جنوبي در زمستان سايه سار سردي در محوطه شمالي يخچال فراهم مي ساخته كه در شبهاي چله با انداختن آب قنات به حوض پهناور و كم عمق آن محوطه و تكرار اين كار در شبهاي متوالي ، قطعات بزرگ يخ ساخته مي شده و پس از شكسته شدن به مخزن يخ در زير گنبد يخچال انتقال داده مي شده است ؛ گنبد خشتي بزرگ همانند « فلاسك »يخهاي انباشته را نگه مي داشته كه براي استفاده ي كاروانيان و مردم از آن استفاه مي كرده اند .

آب انبار كلار :

اين آب انبار كه به نام كلار ناميده مي شود درست روبروي در ورودي كاروانسرا جاي گرفته و توازن معماري زيبايي به ساباط و سردرگاه بخشيده است .

ساخت آب انبار بر اساس سنگنوشته ي آن مربوط به قرن 11 هجري قمري (1070) است و به روشني همت معمار و هدف سازنده خيرخواه آن را براي بهره مندي رهگذران از آب گوارا بيان مي كند .

از ويژگيهاي ساختاري آب انبار كلار ، استفاده سنجيده معمار از موقعيت توپوگرافي زمين در ساختن مخزن و پلكان آن است ؛ به گونه اي كه خستگان راه ، تنها با چند پله اي انگشت شمار به پاي شير آب انبار مي رسيده اند .

آب انبار كلار هنوز هم به عنوان يك منبع آب آشاميدني قابل بهره برداري است .

برج كبوترخانه :

اين برج كه در حال حاضر به برج فرمانداري معروف است تنها كبوترخانه موجود در شهر مي باشد . پوسته عظيم خشتي با شش جرز داخل ، اعضاي اصلي كالبدي بنا را تشكيل مي دهند . ورودي كوچكي در سمت غرب اين برج قرار دارد و دو رامپ پله حركت عمودي اين مجموعه را فراهم ساخته است .

بدنه جرزهاي برج كبوترخانه ازحفره هايي به ابعاد 20*20 سانتيمتر ساخته شده كه هر يك آشيانه كبوتران مي باشد . چهاربرجك و يك برج مياني بر روي سقف در جهت ورود و خروج كبوتران قرار داشته و رنگ تند مقرنسها عامل جذب پرندگان بوده است .

مسجد جامع ميبد :

مسجد جامع ميبد از مهمترين بناهاي تاريخي باقيمانده از دوران اسلامي در شهر ميبد است . از نظر موقعيت قرارگيري در بافت شهري ، مي توان گفت اين مسجد به عنوان قلب شهر قديم ميبد محسوب مي شود ، زيرا شريان هاي اصلي شهر كه در واقع 4 راسته منشعب از 4 دروازه شهر قديم بوده است در محل مسجد جامع با هم تلاقي داشتند .

مجموعه مسجد جامع كه مساحتي در حدود 3000 متر مربع دارد شامل چنئين فضا در كنار يكديگر و گه گاه مستقل مي باشد . بخش اصلي مسجد شامل صحن بزرگ ، گنبدخانه و ايوان ، همراه با شبستان هاي اطراف كه فضاي تابستانه محسوب مي شود و گرمخانه شرقي و غربي و نيز شمالي كه شبستان هاي زمستاني مسجد هستند . مسجد امنام حسن (ع) با گنبدخانه خشتي ويژه و شبستان اطراف در شمالي ترين بخش مجموعه و مسجد حاجي حسن علي در گوشه شمال شرقي از جمله ساختمان هاي اين مجموعه هستند . از ديگر فضاهاي متصل به اين مجموعه مي توان كاروانسرا و آب انباري نام برد كه به طور كامل از بين رفته اند .

ويژگي مهم و منحصربفرد مسجد جامع ميبد دوره هاي تاريخي متعددي است كه در دل ساختارهاي فعلي آن نهان است كه از صدر اسلام آغاز و تا به امروز ادامه پيدا كرده است و آن را بسان موزه معماري اين منطقه مي توان قلمداد كرد .

با پيگيري تاريخ تحولات ساختماني مسجد مي توان شواهد و مستنداتي را يافت كه حكايت از تاريخي ديرين ميبد و كلاً منطقه يزد دارد .

قديمي ترين ساختارهاي بدست آمده در مسجد جامع آثار مسجدي از صدر اسلام است كه با طرحي شبستاني در شمالي ترين بخش مسجد معرف تاريخي در حدود سده دوم هجري مي باشد و قابل قياس با بسياري از مساجد صدر اسلام (در بلاد اسلامي و بويژه ايران ) است .

پرونق تربن دوره حيات مسجد به سده 9 ـ 7 ه . ق بر مي گردد كه بخشي از آن در زمان حكومت سلسله آل مظفر (كه مركز حكومت ايشان از ابتدا در ميبد بوده است ) گذشته است . توسعه تاريخي مسجد جامع در اين زمان اتفاق افتاد. گسترش مسجد به سمت غرب و ساخت مسجدي مستقل در اين سمت ، بنيان گنبدخانه امنام حسن (ع) و شبستان هاي اطراف و نيز گسترش به سمت شمال ، از جمله اقدامات اين زمان است .

برج و بارو و دروازه شارستان :

بخشي از برج و بارو و خندق و همچنين دروازه غربي شارستان قديم ميبد در ضلع شرقي مجموعه كارواني رباط و چسبيده به آن قرار دارد .اين مجموعه از بازمانده هاي دروازه ها و همچنين حصار قديم ميبد مي باشد كه در دوره ساساني طبق اصول شهرسازي آن دوره صورت گرفته است . ‌‌‌

قلعه مهرجرد :

اين قلعه كه در محله مهرجرد واقع شده است نمونه قلعه هايي است كه در تمامي آباديهاي منطقه ميبد وجود داشته و تنها باقيمانده اين قلعه ها در منطقه مي باشد. اين بنا داراي چهار برج در چهار گوشه و يك برج به عنوان درب ورودي در سمت جنوب مي باشد . خندقي كه در حال حاضر چيزي از آن باقي نمانده است چهار سمت بنا را محافظت مي كرده است . كليت اين بنا سه طبقه ، با پله هايي كه ارتباط عمودي را ميسر مي ساخته است مي باشد . انواع مختلف پوششهاي خشتي كه در معماري ايران وجود داشته است در اين بنا مشاهده مي گردد. قلعه مهرجرد علاوه براينكه به عنوان انبار مورد استفاده قرار مي گرفته ، مكان امني براي پناه گرفتن و نيز در دوراني از آن به عنوان مكتب استفاده مي شده است . ‌‌‌

شاهراه ري كرمان:

شاهراه باستاني ري كرمان كه از كنار شهر تاريخي ميبد مي گذرد يكي از معابر باستاني ايران است كه ازغرب تا شرق كشور كشيده شده و شهرهاي متعددي چون كرمانشاه ، همدان ، قزوين ، ري ،قم ، كاشان ، نائين ، ميبد ، يزد ، مهريز ، كرمان ، بم و زابل در اين مسير واقع بوده اند . اين شاهراه علاوه بر اينكه مورد استفاده كارونهاي بازرگاني و نظامي سياحتي بوده است به عوان يك مسير ارتباط پستي قديمي نيز مور استفاده قرار مي گرفته است .

قلعه بارجين :

قلعه بارجين در يكي از آباديهاي حوزه شرقي ميبدو به همين نام واقع شده است.اين بنا توسط اربابان زرتشتي محل بنا گرديده است. كاربري بنا به منظور پناه گرفتن در مواقع ناامن بوده و جنس اصلي مصالح به كاررفته در بنا از گل و خشت مي باشد.بناي قلعه برروي دو طبقه ساخته شده وداراي چهار برج ساده در چهار گوشه و يك ورودي در سمت شمال مي باشد.در بالاي سردر ورودي اتاقي قرار دارد كه مختص ارباب قلعه بوده است.پلان قلعه به صورت حياط مركزي مي باشد كه اتاقها در اطراف حياط واقع شده اند . پوشش اتاقهاي طبقه اول به صورت طاق ضربي و در طبقه دوم به صورت فيل پوش مي باشد. مهمترين تزئيناتي كه در بنا به كار رفته قاب بنديهايي مي باشد كه در جبهه شرقي و غربي مشاهده مي شود . ‌‌‌

امامزاده خديجه خاتون:

امامزاده خديجه خاتون بناي آرامگاهي است كه بر روي مزار بي بي خديجه از فرزندان امام موسي بن جعفر بنا گرديده و قدمت آن به دوران قاجار باز مي گردد . اين بنا در جنوب بافت تاريخي مهرجرد و در كنار قبرستان و مدرسه تاريخي آن قرار داشته و ساختار آن از يك گنبدخانه مركزي با صحن و ايوان و ورودي (شمالي) و يك دور رواق در سه راستاي ديگر (شرق وغرب و جنوب ) اجرا گرديده است . مصالح عمده مصرفي اين بنا خشت بوده و تزئينات لايه هاي داخلي آن با اندود گچ اجرا شده است .

مسجد جامع بفروئيه :

مسجد جامع بفروئيه از جمله مساجد جامع ميبد با سبك تابستانه ـ زمستانه مي باشد كه قدمت آن با توجه لوح كتيبه سردر ورودي غربي آن به قرن نهم هجري قمري بازمي گردد . تابستانخانه اين مسجد با پوشش گنبدي و شامل ايواني بلند و در دو طبقه بنا شده است . گرمخانه مسجد كه چهره امروزي دارد در ضلع شرقي گنبدخانه با اندكي اختلاف سطح بنا شده ، و گويا در ادوار بعد از ساخت گسترش يافته است . در سمت قبله گنبدخانه فضايي وجود دارد كه هم به عنوان محراب مورد استفاده قرار مي گيرد و هم روزنه بادگيري است كه هواي زير گنبد را خنك مي كند . در ضلع شمالي مسجد تزئينات كاشي و سراميك و ساخت يك منار ديده مي شود كه در دوره اخير صورت گرفته است

امام زاده سيدصدرالدين قنبر (ع) :

حسينيه و مسجد و مقبره سيدصدرالدين قنبر عليه السلام در يكي از محلات شهرستان ميبد به نام بشنيغان كه هم اكنون در خيابان امام خميني (ره) و در مركز شهر واقع شده است . سيدصدرالدين قنبر(ع) كه در اواسط قرن هفتم مي زيسته است مي توان از سادات حسيني دانست . سادات حسيني يزد شاخه اي از سادات عريضي اند كه در قرن هفتم به نام يكي از اجدادشان به لقب حسيني ملقب گرديده اند . قطعه سنگ موجود در اين آرامگاه حكايت از وجود مقبره در سال 851هجري قمري دارد .

 

امام زاده ميرشمس الحق (ع):

امام زاده سيدمحمد شمس الدين (ميرشمس الحق(ع) ) در ميان اراضي شمس آباد ميبد واقع و منحصراً بنايي است شش ضلعي كه گنبدي مدور بر آن نهاده اند . شمس آباد ميبد روستايي بوده با اراضي وسيع زراعتي كه گويا از مستحدثات امام زاده مذكور مي باشد كه هم اكنون از ملحقات شهرستان ميبد مي باشد .

ميرشمس الحق (ع) در قرن دهم مي زيسته و بناي مرقدش نيز متعلق به همين زمان است . وي از نوادگان امام جعفرصادق(ع) و از سادات عريضي مي باشد

 

 

امام زاده خديجه خاتون (س):

اين امامزاده كه در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است هم اكنون در مركز شهرستان ميبد واقع در محله مهرجرد مي باشد. سنگهاي موجود در اين آرامگاه وجود اين بنا را در قرن ششم و هشتم هجري تاييد مي نمايد. عامه مردم اشتباهاً شخصيت مدفون در اين مزار را به فرزند امام هفتم (ع) و خواهر امام رضا(ع) نسبت مي دهند ليكن حسب اشارت علماي انساب اين مرحومه را منتسب به امام جعفرصادق (ع) مي دانند كه وي خواهر امام زاده جعفر(ع) مدفون در شهر يزد معرفي نموده اند و ظاهراً در نيمه دوم قرن پنجم وفات نموده است

 

امام زاده سيدابوالقاسم (ع) بيده :

اين آرامگاه كه به پيرچراغ مشهور مي باشد در انتهاي خيابان شهيد اشتري بيده قرار دارد حسب بررسيهاي به عمل آمده از آن جايي كه امام زاده ميرشمس الحق (ع) نيز جد سادات حسيني ميبدي هاست و سلسله نسب او سيدابوالقاسم وجودداشته صحت اين ادعا را به اثبات مي رساند كه شجره نامه اين امام زاده حكايت از آن دارد كه از نوادگان امام صادق(ع) مي باشد

 

  هتل سنتي حاج ملك صادقيان :

اين بناي تاريخي در مركز شهر ميبد و در محله فيروز آباد واقع شده است . خانه شامل دو بخش اندروني و بيروني هست كه ساخت آن به دوره قاجاريه مي رسد . حياط نارنجستان ، عمارت كلاه فرنگي ، حوضخانه و بادگير از قسمتهاي زيباي آن مي باشد . اين خانه در حال حاضر به عنوان اولين هتل سنتي ميبد فعاليت دارد .